خانم سالی شما رابه دیدن بقیه داستان سونیک و امی دعوت می کند




درقسمت قبل دیدیم که سونیک برای پیدا کردن یک همسر خوب به شهر بازی برود و سیلور را پیدا کند.اما در راه به تیلز برخورد و از او خواهش کرد تا با پرواز کردن اورا به شهر بازی برساند. در این قسمت بقیه داستان را خواهیم دید.

تیلز:سونیک به من گفتی خنگول باشه منم کمکت نمی کنم.

سونیک :نه نه نه من نمی خواستم ازیتت کنم.

تیلز:نه دیگه حرفتو زدی من دیگه نمی بخشمت اما برای این که دوستمی تو رو به شهر بازی می رسونم.

سونیک:دوست عزیزم ممنون آخه می دونی من نمی تونم تنهایی زندگی کنم.

ونوس:وای سونیک تو هم اومدی شهر بازی تیلزم که همراته سونیک بیلیط شهر بازی بی زحمت بده.

سونیک:بیلیط شهر بازی کجا میفروشه.

ونوس:اونجا شدو داره میفروشه.

سونیک :خیلی صفش شلوغه باید چی کار کنم باید برم من باید برای شادی روح امی یک همسر بگیرم.

چند ساعت بعد

شادو:سونیک بلیط تموم شده.

سونیک :وای آها سیلور بچه ها اومدن بیرون.

سیلور:سونیک سلام خوبی سلامتی؟

سونیک:بله خوبم عالیم سیلور

سیلور :وایسا بله بلیز باشه الان خدافز باید برم سبزی بخرم

بقیه داستان را در قسمت بعد ببینید