سونیک:وای من به امی سخت گرفتم آخرشم  مرد

سونیک:باید برم یک همسر خوب برای خودم انتخاب کنم اما چه طوری؟آها میرم از سیلور کمک میگیرم

بلیز بلیز درو باز کن با سیلور کار داشتم.

بلیزا:کیه کیه سونیکی بده برم به مامانم بگبم بیاد.مامان بلیز مامان بلیز

بلیز:بلیزا چیه چیه سونیکه باشه الان میام بله سونیک چی شده این وقت شب چیکار داری

سونیک:باسیلور کار داشتم امی مرده میخوام از سیلور کمک بگیرم یک همسر خوب باهم پیداکنیم.

بلیز:سیلور رفته سیلوریا استرلکا ببره شهر بازی.

سونیک :تیلز دوست قدیمی من منو ببر شهر بازی.

تیلز:سونیک مگه می خوای بازی کنی؟

سونیک :نه بابا امی مرده می خوام یک همسر خوب برای خودم پیدا کنم.

تیلز :خوب چرا میری شهر بازی؟

سونیک :وای چه قدر خنگی سیلور بچه هاشو برده شهر بازی می خوام با کمک سیلور پیدا کنم.

بقیه داستان را در قسمت بعد خواهید دید